
موسیقی در روزگار ساسانیان
در این دوره موسیقی بیش از بیش مورد توجه دربار و طبقات ممتاز قرار گرفت. به طوری كه در دوره اردشیر بابكان كه مردم به طبقات گوناگون تقسیم شدند؛ رامشگران را در طبقه خاصی در كنار ساتراپها قرار دادند.
هنرمندانی چون باربد، نكیسا، بامشاد، رامتین، سركش (سركیس) در قلمرو موسیقی، شهرت فراوان كسب كردند. مطربان و رامشگران پشت پرده مینشستند و به اشاره «خرم باش» كه مقام پردهبرداری داشت، هنرنمایی میكردند. بنا به گزارشهای تاریخی، بهرام گور و خسرو پرویز بیشتر از دیگر سلاطین ساسانی به رامشگران و موسیقیدانان توجه داشتند. روایات موجود اختراع دستگاههای موسیقی ایران را به باربد نسبت میدهند. (5)
اگر چه این مقامات پیش از باربد هم وجود داشته ولی جای تردید نیست كه این آهنگساز بزرگ تاثیر بسزایی در موسیقی عرب و ایران پس از اسلام داشته است و میتوان گفت كه در ممالك شرق هنوز آثاری از الحان باربد باقی است، زیرا كه شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه كار هستند. (6)
ثعالبی میگوید: «باربد در ملاقات اول، «دستان یزدان آفرید» را برای خسرو خواند؛ بعد «دستان پرتو فرخار» را به سمع او رسانید.» (7) كه همان شادمانی را میبخشید كه توانگری از پس درویشی میبخشد پس از آن «دستان سبز اندر سبز» را خواند و نواخت، چنانكه شنوندگان از آهنگ «زار زار ابریشم رود» و از زیر و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند.
به گفته فردوسی سردستانی كه باربد در این محل خواند و نواخت، داد آفرید و پیكار گرد و سبز در سبز بود. باربد برای هر روز از هفته نوایی ساخته بود و برای هر روز از سی روز ماه لحنی پدید آورده بود كه به نام «سی لحن باربد» مشهور است. علاوه بر این برای 360 روز اوستایی (به غیر از پنجه سال) 360 لحن ساخته بود كه قسمتی از نغمات لحنها و آوازهای آن دوران در كتب موسیقی و آثار ادبی بعد از اسلام به چشم میخورد. از قبیل نوروزی، مهرگان، ماخور (ماهور) اپرین یا آفرین شبدیز، خسروانی، مشكدانه، سبزه در سبزه، شادروان، تخت اردشیر، هفت گنج، گنج كاو، گنج باد آورد، آیین جمشید، كین سیاوش و كین ایرج… در اصطلاح موسیقی آن زمان «راست» نام یكی از آوازها بوده و امروز هم یكی از دوازده موسیقی ایران و عرب به همین نام مرسوم است. (8)
آلات موسیقی دوره ساسانی: چنگ، رباب، نای، بربط، تنبور، كمانچه، مزدا، غژك یا غجگ بوده است. بربط (باربد، بربد) و چنگ از آلتهای مخترعه ایرانیان قدیم است. (9)
مسعودی میگوید مردم خراسان بیشتر آلتی را در موسیقی به كار میبرند. كه هفت تار داشت و آن را زنگ (زنج) میخواندند. اما مردم ری و طبرستان و دیلم تنبور را دوست تر داشتند و این آلت نزد همه فرس مقدم بر سایر آلات بوده است. شكارگاه خسرو در طاق بستان ظاهرا حاكی از این است كه جنگ آلت درجه اول موسیقی ساسانی بوده و روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی به نظر میرسد. (10)
نام بسیاری از آلات موسیقی در رساله پهلوی خسرو و غلامش (11) نوشته شده است از جمله عود هندی موسوم به ون (Vin) و عود متداول موسوم به دار و بربط (بربوذ و چنگ و تمبور و سنتور موسوم به كناره (Kannar) و نای قره نی موسوم به مار (MAR) و طبل كوچكی، به دمبلگ (Dumbalagh) بوده است.
شیون باربد بر مرگ خسرو پرویز: در شاهنامه چنین آمده است كه پس از مرگ خسرو پرویز باربد شیون و زاری زیاد بنمود و تمام آلات موسیقی خود را در آتشی سوخته و چهار انگشت خود را ببرید:
كنون شیون باربد گوش دار
سر مهر مهتر به آغوش دار
چو آگاه شد باربد زان كه شاه
بپرداخت ناكام و بی رای گاه
ز جهرم بیامد سوی تیسفون
پر از آب مژگان و دل پر ز خون…
به یزدان و نام تو ای شهریار
به نوروز مهر و به خرم بهار
اگر دست من زین سپس نیز رود
بسازد مبادا به من بر درود
بسوزم همه آلات خویش را
بدان تا نبینم بد اندیش را
ببرید هر چار انگشت خویش
بریده همی داشت در مشت خویش
چو رودخانه شد آتشی بر فروخت
همه آلت خویش یكسر بسوخت
- ۰ ۰
- ۰ نظر